علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

50

آيين حكمرانى ( فارسى )

قرارهاى صادر از او جايز است تا توقفى در امور دين حاصل نيايد كه براى امت تباهى در پى آورد . اما اگر رفتارهاى او از احكام دين و مقتضاى عدالت بيرون باشد ، تثبيت سيطره او بر كارهاى حكومت جايز نيست و بر امام لازم است براى ستاندن زمام كارها از او و نيز از ميان بردن سيطرهء وى از ديگر كسان كمك بخواهد . اما مغلوب شدن آن است كه امام به دست دشمن مسلط اسير شود ، به گونه‌اى كه امكان رهاندن وى فراهم نباشد ، خواه آن دشمن مشرك و خواه از مسلمانانى باشد كه بر امام شوريده‌اند . چنين چيزى مانع عقد امامت براى اوست ؛ چرا كه وى در چنين فرضى از تدبير امور مسلمانان ناتوان مىماند و از اين روى امت حق دارند كسى ديگر را كه قدرت [ ايستادگى در برابر دشمن ] دارد به جاى او به امامت برگزينند . اگر كسى پس از آن‌كه امامت براى او انعقاد يافته است به اسارت دشمن درآيد ، بدان سبب كه امامت وى بر مردم يارى رسانى مردم به او را واجب ساخته ، رهاندن او وظيفه همهء امّت است و او نيز تا زمانى كه به رهاندن او از چنگال دشمن ، خواه از طريق جنگ و خواه از طريق پرداخت فديه ، اميد باشد بر امامت خود باقى است . اما اگر به رهاندن او اميدى نباشد در اين صورت كسانىكه او را به اسارت درآورده‌اند يا از مشركان خواهند بود و يا از سركشان . اگر امام در اسارت مشركان باشد ، به نوميدى از رهاندن ، او از امامت مىافتد و انتخاب‌كنندگان دگربار با كسى ديگر بيعت امامت مىبندند . اگر همين امام در هنگام اسارت ، پيمان امامت به كسى ديگر بسپارد در اين ولايتعهدى نگريسته مىشود ؛ چنانچه پس از حصول نوميدى از رهاندن وى صورت پذيرفته باشد اين تعيين وليعهد باطل است ؛ زيرا وصايت به جانشينى ، پس از آن صورت پذيرفته كه امام از امامت خارج شده است . ولى چنانچه امام هنگامى كه هنوز به رهاندن وى اميد بوده ، كسى را وليعهد خويش ساخته ، از آن روى كه امامت وى هنوز پابرجاست ، اين ولايتعهدى نيز صحيح است و به حصول نوميدى نسبت به رهاندن امام ، وليعهد او به امامت مىرسد و اين امامت براى او استقرار مىيابد . در همين فرض ، چنانچه امام پس از تعيين وليعهدى براى خويش از اسارت رهايى يابد ، بايد در چگونگى رستن او نگريست . اگر او پس از حصول نوميدى نسبت به آزاد شدنش از اسارت رسته باشد از آن روى كه به حصول نوميدى از امامت خارج شده است ديگر بار بدان بازنمىگردد و امامت براى وليعهد او استقرار مىيابد . ولى اگر پيش از حصول نوميدى از اسارت رسته باشد بر امامت خود باقى است و وليعهد او نيز هرچند امام نشده ، اما همچنان وليعهد است .